تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی -
 
زمزمه های دلتنگی
 
 
شعر و نقد
 
 
سه رباعی دیگر به آنکه میخواند و میداند ....

چشم تو که صد شاخه قناری در اوست
صددشت شمالک بهاری در اوست
نامیدی من چسان بیمرد بی او
...
دنیا دنیا امیدواری در اوست
*
رفتی و هنوز قیل و قالت مانده
در کوچه غزل غزل خیالت مانده
هر روز خراب میشود زنده گی ام
برگوی کدام احتمالت مانده
*
آن روز که چشم من پریشان تو بود
آن کوچه تنگ نیز حیران تو بود
از هر نفسم بهار جاری میشد
آنگاه که دست من به دستان تو بود
 
 
 
 |+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 1:32  توسط عبدالوهاب مجیر  | 
 
  بالا